تبلیغات
قتیل العبرات
   


<-BlogDescription->

ضرب و شتم یک زن چادری دیگر/ کجاست مدعی حقوق زنان / آقای رییس جمهور توضیح بده !!!!
من در همین جا از آقای روحانی رییس جمهور منتخب ملت ایران و از آقای احمدی نژاد توضیحات قانع کننده ای رو راجع به این برخورد معنادار نیروی انتظامی خواهانم !

به گزارش گروه اجتماعی"ره به ری" : 22تیرماه امسال اتفاقی تأسف بار رخ داد که پس از انتشار آن در رسانه‌ها، احساسات عموم مردم مسلمان جامعه برانگیخته شد، خبری با این تیتر « ماجرای کشیدن چادر از سر دختر آمر به معروف در ماه رمضان ». شمس، دختر آمر به معروف ۳۰ ساله‌ای است که در منطقه پونک تهران مورد اهانت و هتک حرمت یک خانم بدحجاب قرار می‌گیرد تا جایی که خانم بدحجاب، تلاش بر کشیدن چادر و روسری از سر این آمر به معروف می‌کند اما موفق نمی‌شود.

۲۴ تیرماه یعنی تنها پس از گذشت یک روز از ماجرای خانم شمس، معصومه فراهانی، زن چادری دیگری در محله خانی‌آباد تهران، مورد ضرب و شتم یک زن بدحجاب قرار می‌گیرد. ماجرایی که جزئیات آن را خانم فراهانی برای فارس توضیح می‌دهد.

شرح ماجرا را این طور آغاز کنیم که ۲۴ تیرماه است و شما پس از اقامه نماز در مسجد به همراه فرزند ۳ ساله خود، راهی منزل خود در محله خانی‌آباد می‌شوید، در مسیر، چه اتفاقی برای شما رخ می‌دهد؟

فراهانی: من روزه بودم و برای اقامه نماز و صرف افطار، همراه با فرزند ۳ ساله‌ام به مسجد رفتیم ساعت تقریباً ۱۰ شب بود در مسیر که داشتم می‌آمدم داخل کوچه ۲ نفر خانم را دیدم که روسری‌های خود را دور گردنشان انداخته بودند و داشتند به سمت ماشینشان می‌رفتند، ظاهرشان تعجب آور بود، اول سعی کردم با نگاه هشداردهنده، باعث شوم که حجابشان را رعایت کنند اما آنها نگاه طلبکارانه‌ای را تحویل من دادند، در مرحله بعد سعی کردم یادآوری کنم که آنها در کجا زندگی می‌کنند و فقط خطاب به آنها گفتم «ببخشید خانم‌ها آیا اینجا ایران نیست؟» جواب دادند که « ایرانه که ایرانه!» گفتم « به نظر شما نباید حداقل، تابع قوانین کشوری باشیم که در آن زندگی می‌کنیم؟» اما دیگر جواب این سوالم را ندادند و به جای آن مشت‌هایی بود که نثارم می‌کردند.

در حالی که بچه، همراه شما بود این اتفاق رخ داد کسی در کوچه نبود که به کمک شما بیاید یا حداقل، فرزند شما را از این صحنه دور کند؟

فراهانی: اول که یکی از آنها دستهایم را گرفت و نفر بعدی با مشت به سر و صورتم می‌زد بچه‌ام کاملاً شاهد ماجرا بود و داشت زهره ترک می‌شد تا اینکه آقایی متدین آمد و فرزندم را بغل کرد و از ما کمی فاصله گرفت و بعد از آن، اوباش دور ما حلقه زدند و از آن بدحجاب‌ها پشتیبانی می‌کردند. در مقابل نیز بسیجی‌های محل به کمک من آمدند و من را از دست آنها نجات دادند.

یعنی شما ایستادید تا آنها شما را با مشت‌هایشان، سیاه و کبود کنند و عکس‌العملی نشان ندادید؟

فراهانی: من خودم رزمی‌کار هستم اما چون هدف من دعوا با این افراد نبود و می‌خواستم امر به معروف کنم هیچ استفاده‌ای از توان بدنی خودم نکردم. من می‌خواستم در ماه مبارک رمضان، فقط به آنها یک گوشزد کوچکی داشته باشم که آن هم، زبانی بود.

این اتفاق، در همان کوچه، فیصله پیدا کرد؟

فراهانی: نه با کمک بسیجی‌های محل به کلانتری خانی‌آباد رفتیم اما حامیان آن خانم‌ها تلاش می‌کردند که من به خاطر کتک‌هایی که خورده‌ام رضایت بدهم ولی من شکایت کردم چون حرکت آنها غیرمنصفانه بود.

بعد از شکایت چه اتفاقی افتاد؟

فراهانی: من به پزشک قانونی رفتم و در آنجا نیز میزان لطمه‌ای را که خورده بودم ثبت شد و آن خانمی هم که بنده را مورد ضرب و شتم قرار داده بود و صورتم را به شدت، کبود کرده بود یک شب بازداشت شد و تنها با گذاشتن یک قبض برق منزل به عنوان وثیقه، آزاد شد در حالی که در خودروی این خانم، انواع سلاح سرد وجود داشت و از سوی دیگر نیز کاملاً در کوچه، کشف حجاب کرده بود، دو موضوعی که دو اتهام مجزا محسوب می‌شدند.

در حال حاضر اوضاع روحی و جسمی شما و فرزندتان چطور است؟

فراهانی: فرزندم که هنوز از دیدن صحنه آن شب، به شدت مضطرب است خودم هم چون به نفس کاری که انجام داده‌ام ایمان دارم صدمات آن را می‌پذیرم هنوز کبودی‌های مشت‌های آن زن بدحجاب را هر روز با خودم در کوچه و خیابان‌های این شهر شلوغ می‌برم اما نمی‌گذارم امر به معروف و نهی از منکر در این شهر بمیرد.

.
.
.
.
.
تف به غیرتمون اگه سکوت کنیم !


::
:: برچسب‌ها: ضرب و شتم زن چادری , تجاوز به حریم اجتماعی , درخواست توضیح از نهادهای ذیربط , درخواست توضیح از ریاست جمهور ,
نویسنده : محمد جواد ملکی اصل
تاریخ : سه شنبه 1 مرداد 1392
تجاوز به عنف در ملاء عام دستاورد آزادی زنان در غرب
در شهر ریودوژانیرو برزیل یک مرد مسلح با سوار شدن به اتوبوس به یک زن تجاوز کرد و با سرقت اشیای قیمتی مسافران اتوبوس از محل گریخت.

به گزارش عصر ایران به نقل از بی بی سی یک مرد مسلح در ریودوژانیرو برزیل بعد از ظهر جمعه با ورود به یک اتوبس مسافربری و تهدید مسافران و راننده بیش از 10 مسافر را به جلوی اتوبوس هدایت کرد و به راننده اتوبوس گفته است که همچنان به حرکت خود ادامه دهد،وی در ادامه یک زن را به مدت بیش از نیم ساعت در قسمت انتهایی اتوبوس مورد تجاوز قرار داده و با سرقت اشیای قیمتی مسافران از محل گریخته است.

تجاوز به عنف،تجاوز جنسی،دختر آزاری

پلیس ریو اعلام کرده است که به دنبال یافتن این متجاوز به عنف است.

این متجاوز به عنف در ابتدا اشیای قیمتی مسافران را گرفته و سپس با قنداق تفنگ زن 30 ساله ای را مورد حمله قرار داده و سپس به او تجاوز کرده است.

شاهدان عینی گفته اند احتمال می دهند این متجاوز به عنف تحت تاثیر مصرف مواد مخدر بوده است.

پیشتر نیز انتشار خبر تجاوز به یک زن در داخل یک ون (مینی بوس) در شهر ریودوژانیرو برزیل در رسانه ها بازتاب گسترده ای یافت.

مقامات امنیتی برزیل به دلیل نگرانی ها از امنیت برگزاری مسابقات فوتبال جام جهانی  2014  برزیل و نیز المپیک 2016 در شهر ریودوژانیرو نسبت به خبرهای این چنینی که نشان از عدم امنیت نسبی در شهرهای بزرگ این کشور است ، حساس هستند.

شهر ریودوژانیرو برزیل با دارا بودن بیش از شش و نیم میلیون نفر جمعیت دومین شهر بزرگ این کشور محسوب می شود.



::
:: برچسب‌ها: تجاوز به عنف , تجاوز به زنان , تجاوز جنسی , تجاوز جنسی در خارج , آزادی به سبک غربی , دستاورد های آزادی زنان در غرب , سوء استفاده از زنان در غرب ,
نویسنده : محمد جواد ملکی اصل
تاریخ : چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392
عاقبت شوم بدحجابی: سلاخی مرگبار

عاقبت شوم بد حجابی،مرگ،بد حجاب

یکی از قضات دادگستری نقل می‌کند:
در یوسف آباد تهران، خانواده‌ای بود که مرد خانواده، کارمند اداره بود، و همسرش رعایت حجاب و شئون اسلامی را نمی‌کرد. روزی طبق معمول، مرد به اداره می‌رود و زن نیز پس از دادن صبحانة بچه‌ها به قصد خرید گوشت، از خانه بیرون می‌رود.
پس از گذشت چند ساعت، بچه‌ها از بازی خسته شده و شروع به گریه می‌کنند و تا آمدن مرد به خانه، ناآرامی بچه‌ها طول می‌کشد. مرد خانه، سراغ همسر خود را از بچه‌ها می‌گیرد و بچه‌ها می‌گویند که مادر برای خرید گوشت از خانه بیرون رفته و هنوز برنگشته، مرد سراغ قصاب محله می‌رود و پرس و جو می‌کند؛ ولی قصاب اظهار بی‌اطلاعی می‌کند.
آن مرد پس از تلفن به اقوام و آشنایان سراغ پاسگاه نیروی انتظامی می‌رود و جریان را تعریف می‌کند. مأموران پس از تحقیقات اولیه، سراغ قصاب رفته و از وی پرسش می‌کنند اما قصاب با قاطعیت تمام، اظهار بی‌اطلاعی کرد.

مأمورین به تفحص در مغازه پرداختند. سپس به زیرزمین که گوسفندان را پس از ذبح به آن جا می‌بردند، رفتند.
هنگام خارج شدن، مأمورین مقداری مو می‌یابند که موها، موی گوسفند نیست و قصاب برای بازجویی بیشتر به پاسگاه بردند.

سرانجام با پی‌گیری‌های دقیق، قصاب به جنایت خود اعتراف کرد که:

 این زن، همسایة ما بود ولی رعایت پاکدامنی را نمی‌کرد و سر و سینه خود را نمی‌پوشاند. و از جمال خوبی هم برخوردار بود. آن روز که به مغازه آمد به گونه‌ای به خودش رسیده بود که نفس اماره مرا به وادار کرد کامی از آن زن بگیرم. او را برای دیدن گوشت بهتر به داخل مغازه دعوت کردم و به او گفتم گوشت خوب و مورد پسند شما، پشت یخچال است. وقتی پشت یخچال رفت او را به زیرزمین کشاندم و با کاردی که در دست داشتم او را تهدید کردم و از او خواستم تن به زنا بدهد، بیچاره می‌لرزید، اما چاره‌ای نداشت.
در پایان که از او کامی گرفتم. افکار شیطانی مرا واداشت برای آن که کسی از ماجرا باخبر نشود، او را بکشم اما باز افکار شیطانی مرا رها نکرد و گوشت زن را جدا کرده، همراه گوشت گوسفندان چرخ کردم و فروختم و استخوان‌ها را نیز در فلان منطقه خاک کردم.

این داستان از بدحجابی زن سرچشمه گرفت. شاید هیچگاه آن زن فکر نمی‌کرد که بدحجابی می‌تواند پایانی چنین تلخ و پرگناه داشته باشد و به تجاوز، قتل، یتیم شدن فرزندان و سرگردانی همسرش بینجامد و نیز چنین عواقبی برای قابل خود در پی داشته باشد.

منبع: پایگاه خبری انعکاس



::
:: برچسب‌ها: بد حجابی , عاقبت شوم بد حجابی , سلاخی بد حجاب ,
نویسنده : محمد جواد ملکی اصل
تاریخ : سه شنبه 27 فروردین 1392