تبلیغات
قتیل العبرات - شناخت اهداف بازی های رایانه ای !!
   


<-BlogDescription->

شناخت اهداف بازی های رایانه ای !!
از محل كار آمده اید، خودروی آخرین مدلتان را در پاركینگ مجهزتان پارك می‌كنید و وارد خانه بزرگ دوبلكس خود می‌شوید.

تلویزیون 60 اینچ خود را روشن می‌كنید و كانال‌ها را كمی بالا و پائین می‌كنید و بعد به طبقات بالا می‌روید و اتاق‌های بزرگتان را بررسی می‌كنید.

حوصله تان سر رفته است؟ زنگ می‌زنید به همه دوستانتان و یك پارتی بزرگ برای همین امشب برگزار می‌كنید! همه دخترها و پسرهایی را كه می‌شناسید، دعوت می‌كنید و آنها هم با بهترین لباس هایشان به مهمانی شما می‌آیند. رقص و آواز و سِرو انواع غذاها، بخشی از مهمانی شماست.



شب را خیلی سریع می‌گذرانید، مثل این‌كه دكمه fast forward ریموت كنترل خود را نگه داشته اید! صبح به محل كار خود می‌روید، محل كارتان همان چیزی است كه همیشه در رویایتان می‌دیدید. فضای با نشاطی كه دائماً قهوه می‌نوشید و با همكاران گپی هم می‌زنید و احتمالاً برای شب در یك رستوران قرار می‌گذارید.

خب حتماً شما هم می‌پرسید آیا متن بالا بخشی از آن چیزی است كه من واقعاً می‌خواهم بگویم؟ احتمالاً بسیاری از شما با بیشتر بخش‌های آن مخالف هستید، زیرا از دوران كودكی تان با مفاهیم و ارزش‌های متفاوتی آشنا شده اید كه بسیاری از قسمت‌های زندگی به این سبك، برایتان ضد ارزش تلقی می‌شوند.

اما اگر از دوران كودكی بر اساس الگویی دیگر زندگی می‌كردید، چطور؟ نیازی نیست این الگو یك الگوی واقعی باشد، بلكه یك تجسم خیالی هم می‌تواند الگوی شما قرار بگیرد. اگر شما پشت رایانه خود می‌نشستید و به انجام یك بازی شبیه‌سازی از زندگی غربی به مانند آنچه در بالا آمد می‌پرداختید باز هم به همه این مطالب، نگاهی ضد ارزشی داشتید؟

حقیقت آن است كه آنچه گفته شد بخشی از یك بازی رایانه‌ای است كه اتفاقاً رده سنی آن برای كودكان تعریف شده است؛ یعنی فرزند شما وقتی رایانه خود را روشن می‌كند و شروع به انجام این بازی می‌كند، وارد دنیایی متفاوت با آنچه هر روز می‌بیند می‌شود، دنیایی كه كاملاً بر اساس الگوی زندگی غربی طراحی شده است و در حقیقت او تمرین زندگی می‌كند؛ زندگی به سبك‌های غیر خودی. او رویای خود را از آینده، از هنگامی كه صاحب خانه شد، از هنگامی كه بر سر یك كار رفت، اینچنین متصور می‌شود و این یعنی من دیگر یك ایرانی نیستم!




بازی Sims محصول شركت Electronic Arts از آن جمله بازیهایی است كه در بخشی از پازل جنگ نرم قرار می‌گیرد، حال این چه خواسته سازندگانش باشد و چه نباشد! انسان امروزی، به خصوص از نوع غربی‌اش، ابزار را در مفاهیمی فراتر از كاربرد اولیه خود به كار می‌برند و این به دلیل ماهیت سیری ناپذیری انسان غربی است كه سعی می‌كند همه را شبیه خود كند و یا حتی المقدور، دنیای دیگران را استحاله كند. هرچند این قدرت تكنولوژی است كه از كیلومترها آن طرف‌تر سبك زندگی ملت‌ها را تعیین می‌كند.

البته بازی‌هایی همچون Sims را نمی‌توان هم‌رده بازیهایی چون "میدان نبرد" كه در آن حمله به ایران به عنوان داستان محوری بازی قرار گرفته است، در نظر بگیریم، زیرا آن گونه از بازی‌ها مستقیماً حرف خود را می‌زنند و عملاً نیروی مخالف را تهدید به حمله نظامی می‌كنند، اما در بازی‌هایی مثل Sims، هدف، فكر بازی‌باز است و قرار نیست مخاطب پیام مستقیم را درك كند، بلكه بازی قرار است در یك پروسه حتی طولانی، ذهن شما را درگیر چیزی كند كه می‌داند به احتمال زیاد برای شما جذاب است یا جذاب خواهد شد و این همان هدف جنگ نرم است.

ویژگی‌های بارز این دست بازی‌ها چند مورد است:
1. زمان طولانی بازی: این بازی‌ها برخلاف بازی‌های سبك اكشن، پلیسی، ورزشی و غیره كه سرعت انجام بازی در آنها بالاست بازی‌هایی هستند كه در مدت زمان یك‌سال یا بیشتر انجام می‌شود، برخی از آنها حتی پایانی ندارد.
2. زندگی موازی: بازی بازهایی كه این دست گیم‌ها را انتخاب می‌كنند در كنار زندگی عادی خود یك زندگی مجازی نیز دارند، بسیاری از بازی بازها صبح‌ها به محل كار خود می‌روند و شبها زندگی مجازی خود را از پشت رایانه هدایت می‌كنند.
3. بی‌حد و مرز بودن: این زندگی موازی از این جهت جذابیت ایجاد می‌كند كه حدود و ثغور دنیای بیرونی در آنها وجود ندارد.
4. آموزش: ویژگی بارز این بازی‌ها آموزش است، این آموزش همه وجوه زندگی را در بر ‌می‌گیرد، از زبان و نوع پوشش تا نحوه برخورد با دیگران و حتی شناساندن مظاهر تمدنی سایر كشورها.


هرچند این موارد حتماً بد نیست، استفاده از تكنولوژی و بهره بردن از آن در تبیین و آموزش شیوه زندگی خود به دیگران، آموزشی نرم و تأثیرگذار است كه با جنگ و خونریزی به دست نمی‌آید، نكته قابل توجه ورود ما به این عرصه با استفاده از تولید محتوا در قالب جنبش نرم افزاری است.

بازی Sims از این نوع بازی‌هاست كه البته بسته‌های مختلفی برای آن تعبیه شده است، در یكی از این بسته‌ها اماكن زیبای تاریخی، باستانی و تفریحی تبلیغ می‌شود كه در آن اتفاقات جالب و مهیجی برای بازی باز می‌افتد. سفر به چین و دیدن از شانگهای، مصر، فرانسه و معرفی وی‍ژگی‌های این سرزمین‌ها بخشی از این بازی است، نكته جالب توجه آن است كه در هر سفر بخشی از ویژگی‌های آن سرزمین به بازی باز نشان داده می‌شود مثلاً در شانگهای انجام ورزش‌های رزمی این جذابیت را ایجاد می‌كند.

در بسته دیگری از این بازی محیط زندگی به نمایش گذاشته می‌شود؛ استفاده از وسایل و ابزارهای زندگی و جذابیت‌هایی كه در آن وجود دارد بخشی از این بازی است.

شغل، استفاده از ماشین‌های جدید، تجربه زندگی شبانه به سبك غربی، جامعه پذیری بیرون از خانه، زندگی در نوجوانی، لوازم زندگی شهری، زندگی با حیوانات، آرایش خانم‌ها، تجربه رقص و خوانندگی و بسیاری از موارد دیگر از بسته‌های در نظر گرفته شده برای بازی باز است.

البته در این زمینه شركت‌های داخلی نیز تلاش كرده‌اند كه بازیهای مشابهی تولید كنند كه بر اساس الگوی ایرانی طراحی شده باشد، به عنوان نمونه می‌توان به بازی "زندگی جدید سارا" اشاره كرد كه بازی، داستان یك دختر دانشجو را روایت می‌كند كه برای رفتن به دانشگاه به شهر بزرگی آمده است و حالا ما به عنوان بازی باز باید او را كنترل كنیم و همچون یك دختر دانشجو كه تازه وارد یك شهر شده است، سارا را بر اساس الگوهای سالم هدایت كنیم. البته هر چند این بازی تاكنون منتشر نشده است، اما این دست كارها از آن جهت كه احساس مسئولیت شركت‌های ایرانی سازنده بازی را در این جنگ نرم نشان می‌دهد، می‌تواند امیدواركننده باشد.

هر چند اینگونه بازیها كه نقش محوری در استحاله ذهن كودك، نوجوان و حتی جوانان را دارد، بسیار زیاد است، اما سؤال قابل توجه این است كه آیا همواره باید منتظر ماند و چنانچه بازی مطرحی برای تغییر شیوه‌های زندگی بومی مطابق با آداب، سنن و ارزشها به بازار آمد، اخباری احتمالاً از سر رفع تكلیف در رسانه‌های مجازی بی‌شمارمان علیه بازی مذكور بزنیم یا در این جنگ نرم كه اهمیت فضای سایبری در آن غیر قابل كتمان است، با تجهیزاتی هدفدار وارد عرصه شویم؟

در دوسال گذشته كه موضوع جنگ نرم بیشتر مورد توجه قرار گرفته است، رسانه‌های مجازی كه تحت عنوان مقابله با تاكتیك‌های دشمن ساخته شده‌اند، بیش از هر چیز از این موضوع سود برده‌اند. صرف هزینه برای راه‌اندازی سایت‌هایی كه هر كدام رسالت خود را فراموش كرده و به ابزاری برای پیشبرد جنگ نرم دشمن تبدیل شده‌اند، تنها بخشی از ضررهای اینگونه اقدامات سرسری و احساسی است.

به نظر می‌رسد در دنیایی كه افراد از پذیرش آنچه به‌طور مستقیم به ایشان تزریق می‌شود، سر باز می‌زنند، بهتر است با برنامه، ذهن و دل مخاطب خود را به سوی حقایق بگشاییم و در این مسیر باید نگاه نخست خود را به كودكان و نوجوانان كه همچون نهال‌های نوپا افكارشان تنومند نشده است، متمركز كنیم.

به همین جهت برای این گروه سنی بهترین راه‌حل همان سنتی است كه هزاران سال به وسیله كودكان و نوجوانان صورت می‌گرفت؛ یعنی بازی. دیگر زمانی كه بچه‌ها در كوچه "الك دولك" یا "گرگم به هوا" بازی كنند گذشته است، بازی كودك و نوجوان امروزی مدرن شده و ما نیز همان چیزی را به او می‌دهیم كه می‌خواهد. با این كار ضمن این‌كه فرزندانمان را سرگرم چیزی مطمئن كرده‌ایم، ذهن آنها را از خطر استحاله شدن به وسیله بازی‌های مشابه غربی، دور نگاه می‌داریم.

منبع: گرداب به نقل از روزنامه ایران


::
:: برچسب‌ها: سیمز , بازی , زندگی مجازی , فرهنگ غربی ,
نویسنده : محمد جواد ملکی اصل
تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391